خیلی سخته عاشق کسی بشی
اما اون حتی ندونه دردتو
از چشات نخونه قصه ی غمو
علت لرزش دست سردتو
خیلی سخته زندگیت فنا بشه
واسه دیدن یه لبخند رو لباش
واسه گفتن از امید و آرزو
تو سیاهی غم انگیز شباش
من نیومدم بگم عاشقتم
چون از این حرفا پره گوش همه
اشتباهه که می گن گریه مرد
روی زخمای تنش یه مرهمه
من نیومدم بگم تو هم بیا
مثل قصه ها بریم از این دیار
یا که خیلی مهربون یه مدتی
واسه من ادای عشقو در بیار
تو می خوای برنده باشی می دونم
به همه می گم ببازن جلو پات
هر چی اسپنده به آتیش می کشم
تا که چشمت نزنن بشن فدات
تو می خوای پرنده باشی می دون
یه نفس هوای خوشبختی می خوای
خودم آسمون هفتمت می شم
تو فقط بگو ، بگو باهام می یای |